دفتري گر بنويسند ز خوبان جهان
daftari gar benevisand ze khobane jahan
to be sar daftare khobane jahan fehresti
sad jafa gol mikonad bol bol tahamol mikonad
doosti an ast ke bol bol mikonad
ليوان ز لبت بوسه گرفت من ز ليوان
livan ze labat boose gereft man ze livan
didi ze labat boose gereftam be che onvan
az bas ze labat booseye chon ghand gereftam
az ghande labat man maraze ghand gereftam
هرگاه دفتر محبت را ورق زدي و هرگاه زير پايت خش خش برگها را احساس كردي هرگاه در ميان ستارگان آسمان تك ستاره اي خاموش ديدي
har gah mohabbat ra varagh zadi va har gah zire payat khesh kheshe barga ha ra ehsas kardi
hargah dar miane setaregane asmean tak setarei khamoosh didi
yek bar dar gooshei az zehne khod na be zabane balke az tahe ghalbe khod begoo: yadat be kheir
به خاطر خاطره هايت خاطرت در خاطرم خاطره انگيز ترين خاطره هاست ...
be khatere khatere hayat , khaterat dar khateram khatere angiz tarin khatere hast
بودنت يك جور نبودنت يك جور ، توي اين دنياي جور وا جور ، دوستت دارم بد جور
bodanet yek joor naboodanet yek joor
tooye in donyaye joor vajoor
doostet daram bad joor
يا رب دل دوستان پر از غم نكني ، با تير بلا قامت ما خم نكني
ya rab dele dostan por az gham nakoni
ba tir bala ghamate man kam nakoni
ey charkh tora be ghoran sogand
yek moo ze sare azize man kam nakoni
تنها بنايي كه هر چه بيشتر بلرزه ،محكمتر ميشه ، دلــه
!tanha banai ke harche bishtar belarze mohkam tar mishe dele
قلب من در قلب تو در جان توست
ghalbe man dar ghalbe to dar jane tost
ghalbe man dar har kojast khahane tost
چرا نميكشد مرا خداي چشم هاي تو
chera nemikeshad mara khodaye chesh haye to
miane abo atasham baraye chesh haye to
ghasam be sahate ghazal daghighei 1000 bar
delam ajab mikonad havaye chesh haye to
گاهي وقتا زندگي كردن پرنده ها توي قفس از هر كاري بهتره
به شرطي كه اون پرنده تو باشي و اون قفس دل يارت
gahi vaghta zendegi kardane parande ha tooye ghafas az har kari behtare
be sharti ke oon parande to bashi v aoon ghafas dele yaret
ميگن فوتباليستا يك رفيق تو دنيا دارن ، اون هم توپه
migan footbalista ye rafughe khob daran oonam toope
manam mikham footbalist besham , chon to kheili toopi !
از من اي هستي من دور مشو كه مرا بي تو تمنايي نيست
az man ey hastie man door masho ke mara bi to tamanai nist
be khoda gheye to ey rahate jan , dar delam bahre kasi jaee nist
نون و پنیر و چایی ، قصه ی آشنایی ، الهی یاد نگیری هرگز تو بی وفایی ، روی گلهای نرگس با یه مداد قرمز ، هزار دفعه نوشتم : زندگی بی تو هرگز !
noono paniro chai, gheseye ashenai
elahi yad nagiri hargez to bivafai
rooye gol haye narges , ba ye medade ghermez
hezar dafe neveshtam : zendegi bi to hargrez
آنچه زيباست عزيز نيست
آنچه عزيز است زيباست
و تو عزيز تريني
anche zibast aziz nist
anche aziz ast zibast
va to ... aziz tarini
قشنگ ترين لحظه هامو با سخت ترين دقايقت عوض مي كنم تا بدوني چقدر دوستت دارم
ghaghang tarin lahze hamo ba sakht tarin daghayeghet avaz mikonam ta bedooni cheghadr doostet daram
اي ناز تو بهترين سرآغاز
ey naze to behtarin sar aghaz, cheshmi be niaze ma biandaz
نوشته شده توسط ساحل در پنجشنبه بیستم تیر 1387 ساعت 9:30 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
اصفهانی تف میکنه اب بدنش کم میشه !!!!!
یه روز یه اصفهانیه توی یکی از پادگانهای تهران خدمت می کرده . بچه تهرونی ها برای اینکه اونو اذیت بکنند توی غذایش توف می کردند و اون هیچ چی نمی گفت بعد از چند روز تهرونی ها قرار میگزارند که باهاش دوست بشوند اصفهانیه میگه از کی میخواهید با من دوست بشوید میگند از فردا اصفهانیه هم میگه من هم از فردا نمیشاشم توی سماور
اصفهانیه کارت اینترنتش تموم میشه میندازتش تو آب جوش
یه اصفهانی
به یه عربه گفت چقدر میدی تا من یه چشممو با دندون
گاز بگیرم عربه میگه شرط صد تومن و اصفهانی یه چشمش رو که
مصنوعی بود در میاره و با دندون گاز میگیره چند دقیقه بعد اصفهانی
باز میگه چقدر میدی تا اون چشممو هم گاز بگیرم خلاصه یه دویستی
شرط میبندند اصفهانیه دندون مصنوعیش رو در میاره و بااون چشم
دیگش رو گاز میگیره عربه تصمیم میگیره تلافی کنه یه چند دقیقه بعد
اصفهانی بازم میگه خوب حالا چند میدی تا رو شلوارت من جیش کنم
ولی شلوارت خیس نشه عربه گفت پنج تومن اصفهانیه هم قبول کرد و
رو شلوار عربه جیش کرد عربه دید شلوارش خیس شد پنج تومنو گرفت
و رفت
اصفهانیه میخواسته جک بگه می گه باشه برای بعد ازش می پرسن چرا
بعد می گه انرژی مصرف می شه
اصفهانيه يه 50 توماني تو دستش عرق ميكنه,ميگه التماس نكن هرچي گريه كني خرجت نميكنم
اصفهانيه موز ميخوره , پوستشو ميزاره لاي دفترچه خاطراتش
ميدوني يه اصفهاني رو چه جوري شكنجه ميدن ؟مي بندنش به تير چراغ برق , بعدش ميگن كوچه بغلي شام ميدن .
يه صندلي بوده که هرکس روش ميشسته و دروغ ميگفته بادکنک بالاي سرش ميترکيده اصفهانيه ميشينه ميگه مافکر ميکنيم آدماي ولخرجي هستيم بادکنک ميترکه رشتيه ميشينه ميگه ما فکر ميکنيم که آدماي با غيرتي هستيم بادکنک ميترکه ترکه ميشينه ميگه ما فکر ميکنيم… بادکنک ميترکه
يه تهرانيه و يه اصفهانيه و يه تركه داشتن كنار خيابون ميشاشيدن. يه دفعه نيرو انتظامي ميرسه، به تهرونيه ميگن: مرتيكه! داري چي كار ميكني؟! ميگه: دارم مرگ بر شاه مينويسم. ميگن خوب اشكال نداره. به اصفهانيه ميگن: تو داري چه غلطي ميكني؟! ميگه دارم مينويسم :استقلال آزادي جمهوري اسلامي! بازم ميگن خوب اشكالي نداره نوبت به تركه ميرسه، هول ميشه نميدونسته چي بگه، ميگه: آقا من سواد ندارم، بيا خودت بگير هر چي ميخواي بنويس
اصفهانیه موبایل می خره صفرشو می بنده
نوشته شده توسط ساحل در پنجشنبه بیستم تیر 1387 ساعت 9:29 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
جو ک قزوینی
قزوينيه داشته واسه رفيقش تعريف ميكرده كه: بالام جان ديشب رفته بوديم عروسي، جات خالي مختلطِ مختلط ، مرد و پسر قاطي
!به قزوينيه ميگن: يك خاطرة خوب تعريف كن، ميگه: بالام جان، بچه بود.. سفيد بود..! ميگن حالا يك خاطرة بد تعريف كن، ميگه: آي بالام جان، بچه بوديم... سفيد بوديم
..!!به يه قزوينيه ميگن: بچت چيه؟ قزوينيه ميگه: کوفتتون بشه، پسره
!خروجي قزوين نوشته
-
قزوينيه يه بچه خوشگل مهمونش بوده، هي ميخواسته بكندش ولي نميدونسته چطور حاليش كنه. تو همين احوال، يكي در ميزنه.قزوينيه ميره دم در بعد از يه مدتي شاكي بر ميگرده،پسره ميگه:چي شده؟قزوينيه ميگه:هيچي اين پسر همسايه بود،ميگفت:بابام گفته يه كاسه تف بدين،مهمون داريم ميخوايم بكنيمش! ميبيني بالام جان چه مردم بي ملاحظهاين؟! نميگن ما خودمون هم مهمون داريم!!!قزوینیه میره خواستگاری بهش جواب رد میدن ، فردا رو کونه دختره اسید می پاشه
جو ک رشتی
رشتيه داشته پسرشو نصيحت ميكرده، ميگفته: پسرم اينقدر خانم بازي نكن! عاقبت نداره! آخرش سوزاك ميگيري!! تو اگه سوزاك بگيري، كلفتمون سوزاك ميگيره! كلفتمون اگه سوزاك بگيره، من سوزاك ميگيرم!! من اگه سوزاك بگيرم، ننت سوزاك ميگيره!! واي به اون روزي كه ننت سوزاك بگيره! همه رشت سوزاك ميگيرند
دختر رشتيه يه دوست پسر داشته هر شب ميومده خونشون ترتيب دختر رو ميداده. خونه دختره اين جور بوده كه از دم پنجره اول دختره ميخوابيده بعد برادره، بعد مادره، آخر هم رشتيه. پسره هم هر شب از پنجره ميومده همون اول ترتيب دختره رو ميداده و ميرفته. يه شب رشتيه با زنش دعواش ميشه، زنه قهر مي كنه مياد كنار پنجره ميخوابه. شب طبق معمول، پسره از پنجره مياد تو، همون اول ميپره رو زنه و شروع ميكنه كردن، يه دفعه ميبينه، اِه! اين كه دختره نيست! در مياره و ميپره رو دختره. رشتيه پاميشه به پسرش ميگه: بابا جان بدو در ريم، يه يارو اومده از اون جلو همينجور داره ميكنه مياد جلو
رشتيه داشته از افتخاراتش براي دوستش تعريف ميكرده
!!رشتيه مياد خونه ميبينه داداشش رو كار خانومشه
!!رشتيه ميره قهوه خونه
!رشتيه حال ميكنه از تريپه لاته يه روز چاقو ور ميداره ميره قهوه خونه شترق ميكوبه رو ميز .... تا مياد حرف بزنه ۳ -۴ تا از اين مشتيا تيزي ها رو ميكشن بيرون ! طرف جفت ميكنه ميگه .... خواهرمو اينوريا .... مادرمو اينوريا
تو جبهه با رشتيه مصاحبه مي كنن، ازش مي پرسن: شما اينجا تا حالا شاهد امداد غيبي هم بوديد؟ رشتيه ميگه: اووو...فراوون! من براي خودم پيش اومده! مصاحبهگره خوشحال ميشه، ميگه: ميشه براي بينندگان تعريف كنيد؟ رشتيه ميگه: والله من نمي دونم چه حكمتيه، من اينجا جق مي زنم، خانم تو رشت حامله ميشه
!!!
رشتيه ميره پيش رفيقش ميگه: يه زن گرفتم حال كنيم
!
رشتيه وسط خيابون گوش پسرش رو گرفته بوده، داشته دخترش رو بدجوري ميكرده! ملت جمع ميشن ميگن: بابا چي كار ميكني؟! زشته، واسه چي داري دخترت رو ميكني؟! يارو ميگه: پسري كه درس نخونه بايد خوارشو گاييد
!!!
معلمه سر كلاس ميپرسه: كي ميدونه قرص وياگرا چيه؟! پسر رشتيه ميگه: قرص ضد اسحاله! معلمه ميگه: چه ربطي داره؟! بچه ميگه: آخه هر شب مامانم به بابام ميگه: بخور اينو بلكه اون گهت سفت شه
!!!
رشتيه مياد خونه، ميبينه زنش لخت رو تخت خوابيده، شاكي ميشه ميگه: خانم جان باز من اومدم خونه تو لباس كار پوشيدي؟
!!از زن رشتيه ميپرسن: شما موقع عشقبازي با شوهرتون صحبت ميكنيد؟ ميگه: اگه زنگ بزنه، خوب آره
!!!
رشتيه جمعه صبح ميخواسته يك چرت بخوابه، هي تلفن زنگ ميزده و دوست و آشنا يك ربع احوال پرسي ميكردن و نميگذاشتن اين بنده خدا به خوابش برسه. خلاصه آخر شاكي ميشه، به زنش ميگه: خانم جان، من دارم ميرم بگيرم بخوابم... اگه تلفن زنگ زد، با من كار داشت، بگو آقا رضا خونه نيست. خلاصه ميره تو اتاق و هنوز رو تخت ولو نشده، رررررييييينگگگ تلفن زنگ ميزنه و زنش گوشي رو بر ميداره، و بعد چند لحظه ميگه: نخير آقا رضا خونه هستن! رشتيه شاكي ميشه، داد ميزنه: خانم جان، مگه من نگفتم هركي با من كار داشت، بگو نيست؟! زنه ميگه: با تو كار نداشتن، با من كار داشتن
!!به رشتیه گفتن خانومتو دیدیم توو ماکسیمای یه مرد غریبه که صدو شصت - 120 تا میرفتن ...رشتیه: این که چیزی نیست که ماکسیما بیشتر از اینا هم میره
یه رو به یه رشتی
sms میدن که زنت پیشه ماست...رشتیه میگه :گوه تو دهنه هر کس که sms تکراری بفرسته!به رشتیه میگن: شما تا حالا تو صف كسی رو هول دادین؟ میگه: نه، ولی یه بار هول شدم تو صف دادم
!!!از یه رشتیه میپرسن: شما با چه سهمیهای وارد دانشگاه شدی؟ میگه: بنده افتخار میكنم گه فرزند سه تا شهیدم
!!!
نوشته شده توسط ساحل در پنجشنبه بیستم تیر 1387 ساعت 9:29 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
عشق
عشق
يعنی با جهان بيگانگیعشق
يعنی شب نخفتن تا سحرعشق
يعنی سجده ها با چشم ترعشق
يعنی سر به دار آويختنعشق
يعنی اشک حسرت ريختنعشق
يعنی در جهان رسوا شدنعشق
يعنی مست و بی پروا شدنعشق
يعنی سوختن يا ساختنعشق
يعنی زندگی را باختنعشق
يعنی انتظار و انتظارعشق
يعنی هر چه بينی عکس يارعشق
يعنی ديده بر در دوختنعشق
يعنی در فراقش سوختنعشق
يعنی شعله بر خرمن زدنعشق
يعنی رسم دل بر هم زدنعشق
يعنی لحظه های التهابعشق
يعنی لحظه های ناب نابعشق
يعنی با پرستو پر زدنعشق
يعنی آب بر آذر زدنعشق
يعنی سوز نی . آه شبانعشق
يعنی معنی رنگين کمانعشق
يعنی شاعری دل سوختهعشق
يعنی آتشی افروختهعشق
يعنی با گلی گفتن سخنعشق
يعنی خون لاله بر چمنعشق
يعنی ديده بر در دوختنعشق
يعنی در فراقش سوختنعشق
يعنی يک تيمم . يک نمازعشق
يعنی عالمی راز و نيازعشق
يعنی چون محمد پا به راهعشق
يعنی همچو يوسف قعر چاهعشق
يعنی بيستون کندن به دستعشق
يعنی زاهد اما بت پرستعشق
يعنی همچو من شيدا شدنعشق
يعنی قطره و دريا شدنعشق
يعنی يک شقايق غرق خونعشق
يعنی درد و محنت در درونعشق
يعنی يک تبلور يک سرودعشق
يعنی يک سلام و يک درود
نوشته شده توسط ساحل در پنجشنبه بیستم تیر 1387 ساعت 9:27 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
دوستان عزیزم باید منو ببخشید دفعه قبلی نتونستم وبمو تا آخرش آپ کنم ولی الان تا آخرش آپ کردم امیدوارم که بدتون نیاد.باتشکر:مدیریت وبلاگ
نظر یادتون نره![]()
نوشته شده توسط ساحل در سه شنبه هشتم آبان 1386 ساعت 8:38 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
يه روز يه فارسه ميره دستشوئي وقتي مي ياد بيرون ميبينن دهنش خونيه ميپرسن چي شده ميگه با مسواك خانواده دندونامو شستم0
به يه تركه ميگن چرا قبض اب وبرق را دوست داري
ميگه چون پشت اون نوشته مش ترك گرامي
يه روز يه تركي موز رو با پو ست مي خوره تا يه هفته ليز ميخوره
يه روز از نيوتن ميپرسن چرا افتادن سيب نظر شما رو جلب کرد.ميگه اخه من زير درخت گلابي نشسته بودم
از يك تركه ميپرسن حالت چطوره ميگه تازه موكتش كردم
يك بار يك ترکه ميره قبرستان مي بينه همه ی مرده ها سر قبر هايشان نشستن اون مرده ها مي پرسه چرا سر قبر ها تون نشستين مرده ها مي گن اخه سوال هاي شب اول قبر لو رفتن بايد تا فردا شب صبر كنيم
يه تهرانيه ميره خواستگاري، پدر دختره ميپرسه: خونه داري؟ ميگه: نه! ماشين داري؟ نه! كار داري؟ نه! پدر دختره شاكي ميگه: پس چي داري كه اومدي خواستگاري؟ تهرونيه ميگه: پشت مو رو حال ميكني؟
اصفهانيه خونش آتيش ميگيره اس ام اس ميفرسته آتش نشاني
اگر گفتي بزرگترين آروزي خرس پاندا جيه؟
يك روزي بشه از اون يه عكس رنگي بگيرن
يه روز يك تركه زير يك خره خوابيده بوده ازش مي پرسنداينجاچكارمي كني ميگه پدرم وصيت كرده زيرسايه عموت باش.
يك تركه با زيرشرواري ميره مسافرت ميگه همه ايران سراي من است
يك قزويني وصيت مي كنه بعدازمرگم مرابسوزانيد وباخاكسترم پودربچه بسازيد
ازيه اباداني ميپرسندجمعيت ابادان چندنفره؟ميگه ولله بادهاتهاي اطرافش 60-70ميليوني ميشه.
مورچه داشتـه دونه ميبرد ازش ميپرسند دونه را از كجا اوردي ميگه ... حميد
سه تا ترك خونشون برق نداشته , تصميم مي گيرند از خيابون برق بدزدند, بعد از مدتي دو دقيقه به دو دقيقه برق خونشون ميره ! اگه گفتي چرا؟ چون برق را از چراغ راهنمائي ميدزدند
يه تركه ميگن راست ميگويند كه سيو ديگر فقط همان سيب نيست؟ تركه ميگه نه عزيز گول نخور من اينو خوردم مزه ي صابون ميده
مي دونين قزويني ها كدوم قسمت تهران رو واسه زندگي كردن دوست دارن؟
.چهارراه جهان كودك
يه روز چهار تا مورچه مي رن حموم دوتاشون برمي گردند چون دوتاشون چسبيدن به صابون
به يه نفر ميگن جوك جاده خاكي رو شنيدي؟
ميگه نه؟چيه؟
ميگه اسفالت شد
يه تركه ماكسيما ميخره پشتش خورجين ميزاره
به يك تركه ميگن عشق چيه :ميگه بربري
به يه بچه تهراني ميگن با مجيد جمله بساز
ميگه من و وحيد با سعيد رفتيم سينما
ميگن پس مجيدش كو؟
ميگه هر چي اسرار كرديم نيومد
يه رشتيه با خانمش توي خيابون رد مي شه يه موتوري با سرعت مي آيد خانمش روبلند مي كنه وايميسه نگاهش مي كند.
مردم مي گويند . چرا؟ نگاهش مي كني ميگه او را ولش كن شتاب موتور راببين.
تركه رتبه اول كنكور را مياره بهش مي گن چي كار كردي؟ مي گه روزي 25 ساعت درس مي خوندم مي گن مگه ميشه ميگه بله صبح يك ساعت زود تر بيدار مي شدم
تركه ميره بقالي، ميبينه رو ديوار بزرگ نوشتن: علي با ماست! حسن با ماست! حسين با ماست!ميگه: ببخشيد اقا، شما ماست خالي نداريد؟
ترك برق خونشون ميره يه قابلمه برميداره ميره در خونه لر ميگه ببخشيد يه كم برق داريد لر بهش ميگه همين كارارو ميكنيد كه بهتون ميگن خر حداقل يه ظرف پلاستيكي مي اوردي تا برق نگيرتت.
اين تكراري بود ولي چون خيلي باحال بود از دوباره گذاشتمش
به تركه ميگن چرا ميري سربازي؟
ميگه به خاطره مرخصياش.
يك روز به يك تركه ميگن كجا به دنيا اومدي ميگه از
لپ لپ در اومدم
اولي:ميدوني اولين كاري كه زنهاي رشتي بعد از بيدار شدن از خواب ميكنند چيه؟
دومي:نه
اولي : برميگردند پيش شوهرهاشون
تلوزيون داشته گل خداداد رو به استراليا نشون ميداده تركه نگاه ميكرده.دوسه باركه صحنه آهسته رونشون ميده تركه شاكي ميشه/ميگه :حالا انقدر نشون ميده تا دروازه بان بگيردش
به يه رشتيه ميگن از زنت راضي هستي/ ميگه اره/ميگن چرا/ ميگه/ چون تو شستن ظرفها بهم كمك ميكنه
يك روزيه تركه به يك مردي بر ميخوره ميگه اگر بگي چه ميوه اي تو دست منه وچند تاست هر چهار تا سيب رو بهت ميدم
مامورامارميره درخونهرشتيه روميزنه.زنش در روبازميكنه.اززنه ميپرسه شماچندنفرين.زنه يه قري مياد ميگه شماچند نفرين
ميدوني تو قزوين پشت بچه ها چي نوشتن ؟؟؟؟ با نگاهي به آينده درست مصرف كنيد
به رشتيه ميگن كدوم بچت رو بيشتر دوست داري؟ ميگه دومي
ميپرسن چرا؟ ميگه چون سيده
يك روز يه مرده به يه زنش ميگه يه لب بده تا با اتيش لبت سيگارمو روشن كنم ميگه نميدم تا كونت بسوزه تا با اتيش كونت سيگارتو روشن كني
تركه تو دست شويي بي هوش ميشه...وقتي به هوش مياد ميگه من كييم اينجا كجاس كي منو ريده...
يه روز يه آقاي با خانمش ميره در يه مغازه و ميگه آقا اون صابوني رو كه ديشب بهمون دادي شبيه پنير بود اصلا كف نمي كرد يارو ميگه آره داداش شما ديشب پنير هم از من خريديد.يارو بر ميگرده به خانمش ميگه :پس اوني كه ما ديشب خورديم صابون بوده.
يك روز يك تركه كفترهاش گم مي شن تو روزنامه آگهي ميده بيه.....بيه....
يه رشتيه ميره خونه خانمش ازش مي پرسه اچ-اي-وي يعني چه شوهره مگه فقط اينو مي دونم اگه من بگيرم تو مي گيري اگه تو بگيري همه رشت مي گيرن
به يه افغاني گفتن بزرگترين ارزوت چيه .گفت خودم تنهايي يك تريلي سيمان خالي كنم
دو تا جوجه تيغي داشتند با هم قدم ميزدند كه يه كيوي سر راهشون سبز ميشه.يكي از جوجه تيغي ها به اون يكي ميگه:اين دامادمونه كه تازه از سربازي برگشته
زن رشتيه يك گردنبند قشنگ انداخته بود گردنش. پسرش ازش پرسيد:مامان جان!گردنبند به اين قشنگي را بابا برات خريده؟ مادرش جواب داد:خفه شو پدر سگ,اگر به اميد بابات بودم الان تورا هم نداشتم.
يه روز يه تركه تلويزيون رنگي دستش بود داشت رد ميشود به مردم تو خيابان گفت كنار كنار رنگي نشيد
يه عاشقه ميره مغازه كارت پستال فروشي ميپزسه آقا كارتي دارين كه روش نوشته باشه تو تنها عشق مني ؟ مغازه داره ميگه آره مرده ميگه پس 16 تا بدين
به رشتيه با اس ام اس ميگن زنت خونه همسايه هست.
رشتيه هم اس ام اس ميزنه كه خاك بر سر كسي كه اس ام اس تكراري بده
به گمونم اين جوك از همه ي جوك ها بهتر باشه:
ميگن عباس قادري ثابت كرد خوانندگي تيپ نميخواد -
هايده ثابت كرد خوانندگي هيكل نميخواد -
شماعي زاده ثابت كرد خوانندگي صدا هم نميخواد
2 تا ترك ميرن قله اورست رو فتح كنن وسط راه سردشون ميشه براي اينكه گرمشون بشه به خودشون تلقين ميكنن هوا گرم. بعد از 1 هفته روزنامه ها تيتر ميزنن 2 ترك در ارتفاعات هيماليا بر اثر گرمازدكي جان دادن.
يه رشتي مي بينه كه زنشو سوار ماشين بنز كردن و بردن ميگه خوش به حالش من كه تا حالا بنز سوار نشدم
نوشته شده توسط ساحل در سه شنبه هشتم آبان 1386 ساعت 8:31 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
ترکه ميره بيمارستان آمپول بزنه پرستاره بهش ميگه که شلوارتو دربيار ترکه ميگه من خجالت ميکشم اول شما دربياريد !!!!!
به يه اصفهاني مگن چه رنگي رو دوست داري .ميگه هر رنگي فقط كم رنگ باشه
يه روز به زن رشتيه تيكه مي ندازن زنه به شوهرش ميگه شوهرش به اونيكه تيكه انداخته ميگه زود برو بوسش كن از دلش در بيار
به تركه ميگن تواگه خالي نميبندي كه چين بودي اسمه يه خيابونشو بگو بينم
تركه يكم فكر ميكنه ميگه خيابان شهيد بروسلي
يك تركه نصف شب توي خيابون رانندگي مي كرد كه يك دفعه ترمز نميگيره از اون طرف يك كاميون مي اومد تركه به بقل دستي اش كه خواب بود گفت : اصغر بلند شو اين تصادف رو ببين
به يه نفر ميگن با ستيز جمله بساز . ميگه د موبايل ست ايز اف .
يارو داشته توي خيابان راه ميرفته كه يكي از راه ميرسه
محكم ميزنه توي گوشش
يارو بر ميگرده به طرف ميگه شوخي بود يا جدي؟
طرف جواب ميده خيلي هم جدي بود
يارو ميگه خوب شد چون من اصلا با كسي شوخي ندارم
قزوينی کنار زمين فوتبال دراز کشيده بوده....بهش ميگن جناب شما بازيکنی؟؟؟
ميگه:نه من برانکاردم
از نظر هم یادتون نره منتظر نظرات شما ها هستم
نوشته شده توسط ساحل در سه شنبه هشتم آبان 1386 ساعت 8:30 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
به يه نفر ميگن با ستيز جمله بساز . ميگه د موبايل ست ايز اف .
نوشته شده توسط ساحل در سه شنبه هشتم آبان 1386 ساعت 8:29 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
قزوينيه مي ميره روحش به سمت سوراخ لايه ازن پرواز ميكنه
يه روز يه نفر زنگ ميزنه مخابرات مي گه :
آقا ببخشيد , شما شماره اکبر آقا رو داريد .
تلفنچي مي گه : نه
مرد ميگه : پس لطفا يادداشت کنيد
جديدترين رمان عشقي انتشارات قزوين منتشرشد!!! ( خسرو وفرهاد./..)
يه روز از يه نفر مي پرسندفرق حادثه بافاجعه چيه؟ميگه فرض كن مادرزنت كنار حوض نشسته باشه وتو اون رو توي حوض بندازي اين ميشه حادثه اما واي به حال اون روزي كه مادرزنت شنا بلدباشه وبيرون بياداين ميشه فاجعه
زن يه رشتيه دير ميادخونه رشتيه غيرتي ميشه ميگه تا حالا كجا بودي؟ميگه يه مرده تو خيابون بهم تجاوز كرد رشتيه ميگه: ده دقيقه تجاوز بقيشو كجا بودي؟
يه روز يه قزوينيه انگشتش ميسوزه سكته ميكنه
يه روز به يه تركه عكس يه تمساح رو نشون ميدن و ميگن شما به اين چي ميگين تركه ميگه ما غلط كنيم به اين چيزي بگيم
طبق قانون دوم نيوتون وقتي دستشويي ميرويد هميشه منتظر
جاذبه زمين نباشيد خودتان هم كمي زور بزنيد
به نیوتون مي گن چرا سيب از درخت افتاد تعجب كردي.آخه
من زير درخت گلابي بودم
نوشته شده توسط ساحل در سه شنبه هشتم آبان 1386 ساعت 8:26 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
dokhtarha chand no dadash daran? : 1. dadashe internetii ta har vaght khast azash acconte majjani begire 2. dadashe bezan bahador ta dar mavaghe e loozoom halle bazi ha ro begire 3. dadashe khoshtip o pool dar ta be doostash bege in bf e mane 4. dadashe khar khoon ta moghe e emtehan vasash taghallob benevise 5 .dadashe mashin dar : ta oono be moghe sare gharar beresoone 6.dadashi ke cheshme didanesho nadare (hamoon dadashe vaghe ee ye khodesh) !
نوشته شده توسط ساحل در سه شنبه هشتم آبان 1386 ساعت 8:25 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
درباره وبلاگ

باعرض سلام.امیدوارم که ازوبلاگم خوشتون اومده باشه.لطفا نظر بدهید تابهتر بشه09357279324پیام های خودتان رابه این شماره بفرستید تادروبلاگ خودتان قراردهم.
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY
www.abbas-amani.blogfa.com